هدیه ی خدا...یلداهدیه ی خدا...یلدا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره
هدیه ی خدا...یاسینهدیه ی خدا...یاسین، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

یلـــ♥ـــدا و یاسیـــ♥ـــن... موهبتهای الهـــ♥ـــی

یلدا در نخستین روزهای شش ماهگی

قربون دخملم بررررررررررم الهی روز بروز داری بزرگتر و بلا تر میشی مامان اول ازاولین روز شش ماهه شدنت بگم یه کیک کوچیک ساده و یه جشن ماهگرد پنج ماهگیه سه نفره ی کوچمولو برات گرفتیم الهی فدات بشم بسکه کنجکاوشدی و دلت میخواد همه چیز رو دست بگیری تا کیک و شمعها رو دیدی یهو خودتو از بغل بابا هول دادی جلو و میخواستی شعله شمعها رو که با کنجکاوی بهشون خیره شده بودی رو بگیری و بعدشم احتمالا بذاری دهنت زنـــــــــــدگـــــــــــــــي   و اما امروز بالاخره به آرزوت رسیدی و غذا خوردی اونم چــــــــــــــی ؟؟؟؟ فرنـــــــــی وای که چقدر خوشحال شدی و ذوق کردی فرنی روبا قاشقش میخواستی قورت بدی شیمکوی مامانی چن...
25 ارديبهشت 1392

عکسهای 5 ماهگی عروســــکــــــ

 شاخه گلي براي مامان مهتاب ماماني لوزت مبالك   در تاريخ 7/2/92 رفتیم پیش خانوم دکتر و گوشهاتو  سوراخ كرديم گل مامان بميرم كلي گريه كردي و خانومه رو كه ميديدي اشكت سرازير ميشد همون روز بابا برات يه جفت النگوي خوشگل گرفت تا از دلت دربياره   ماااامااااان از خلسي هم عسك بگيــــــــل   خلسيييييييييي بيا تو هم دمل شو باهم شينا بتونيم   بازي كردن با اسباب بازي و جيغ زدن  وووووووووو دور كردن اون از خودت به كمك پاهاي تپليت و با نگاهت از من خواستن كه دوباره بدمش دستت ووووووووووووووووي زندگــــــــــــــــــــــــــــــــي   يلدا ي عشق سيــــــــ...
23 ارديبهشت 1392

با آمدنت...

دخترم... امروز یکسال وهجده روز میگذره از وقتی که فهمیدیم خدا تو رو به ما داده ... هنوزم باورم نمیشه فکر میکنم دارم خواب میبینم ... عزیز دلم وقتی برام میخندی و با نگاه قشنگت بهم خیره میشی قند تو دلم آب میشه و دلم میخواد پرواز کنم و تا جایی که میتونم برم اون بالا ها و با تمام وجودم فریـــاد بزنـــم: خدااااااااااااااااایـــــــــااااااااااااااااااااااااااااا نوکرتــــــــــــــــــــــم خدااااااایـــــــــــــــااااااا شکرت خدا ,به حق که مهربان ترین تویی دلمو شاد کردی و این شادی وصف ناپذیره  خیلی دوســــتت داااااااااارررررررررررم خــــــــــــدااااااااااااااااااااااا....     ...
20 ارديبهشت 1392

یلدای چهار ماه و نیمه

سلام نفـــــــــــــــــــــــس الهی دورت بگردم عزیز دلم ماشالا هر روز در حال تغییر هستی و داری چیزای جدیدی رو تجربه میکنی اول از سلام کردنت بگم که وقتی دستمون رو برات میکشیم و بهت سلام میگیم شما دستت رو بالا میاری و انگشتامون رو میگیری میخندی عزیز دلـــــــــــــــــــممم     مهارت دستات بالا رفته و برای گرفتن اشیا اطرافت دستت رو تا جایی که بتونی میکشی برای گرفتن اون چیزی که میخوای ,پاهات رو دیگه به راحتی میگیری و با انگشتات بازی میکنی ,وقتی بغلت میکنیم به صورتمون خیره میشی و میخوای اعضا صورتمون رو بگیری تازگیها بلند خمیازه میکشی و وقت خوابت که میشه برای خودت لالایی میخونی  از شعر و قصه و کتاب خوشت اوم...
6 ارديبهشت 1392
1